یادگاریا

مهدی جهانی

ترجمه ها: اصلی

هنوزم تو قاب عکس رابطمون نفس داره

واسه من چی مونده جز کاغذای پاره ماره

اینجور که پیش میریم عذاب من ادامه داره

می خوام فراموشت کنم گذشته نمیذاره

من و یه قلب سرد با رنگ و روی زرد

عذاب رفتنت منو رها نکرد

منو رها نکرد

دیوونه بازیات از یاد من نمیره

تو هم که مطمئنی جاتو کسی نمیگیره

انقد غمام زیاده اشکام نمیشه جاری

سوالم اینه که منو هنوز دوست داری

من و یه قلب سرد با رنگ و روی زرد

عذاب رفتنت منو رها نکرد

منو رها نکرد

گفتم باشه تنهام بزار و

بشکن، له کن تو قلب ما رو

عب نداره عشق من

اینه سرنوشت من

اسم مارو خط بزن

از گذشته دل بکن

عب نداره عشق من

عب نداره عشق من

منو میکشه یادگاریا

عذاب آوره این جداییا

چی میشه بازم تو بیاییا

نمیدونم الان تو کجاییا

منو میکشه یادگاریا

عذاب آوره این جداییا

چی میشه بازم تو بیاییا

نمیدونم الان تو کجاییا

چند ساعته که رفتی من با خودم درگیرم

نمی تونم حرفی بزنم یهو از کوره در میرم

زدم سیم به آخر داره هر روز صورتم میشه لاغر

تو فکر اینکه نکنه نباشی اونیکه مال من میشه آخر

پره خاطرست دفترا

از همه حرف زدنات

تا اومدنا و رفتنا

از همه شیطونات خندیدنات از غمات

تو که پیچیدی رفتی ولی این یادگاریات هست الان

دیگه نی حد و مرزی بین مرگ و زندگی

همش لم دادم رو کاناپه از خستگی

دارم دیوونه میشم از افسردگی

نمیدونم یعنی چی زندگی

من و یه قلب سرد با رنگ و روی زرد

عذاب رفتنت منو رها نکرد

منو رها نکرد

صدات قطع شده دیگه نمیاد

چقد بعد منو دلت نمیخواد

چقد بعد تو دیگه نیستیو

نخواستی بدونی چی شد بعد تو

من و یه قلب سرد با رنگ و روی زرد

عذاب رفتنت منو رها نکرد

منو رها نکردی تو هیچوقت

منو میکشه یادگاریا عذاب آوره این جداییا

چی میشه بازم تو بیاییا

نمیدونم الان تو کجاییا

منو میکشه یادگاریا

عذاب آوره این جداییا

چی میشه بازم تو بیاییا

نمیدونم الان تو کجاییا