یه بهونه

مهدی احمدوند

ترجمه ها: اصلی

وقتی نگات یک بهونه داشت یک قصه ی ساده ی عاشقی داشت

قصه تلخ شد دستات منو ترد کرد یک غریبه گل عشقمون رو زرد کرد

وقتی راهمون از هم جدا شد وقتی جدایی نصیب ما شد

وقتی ستارم از آسمون سقوط کرد اگه ازت خواسته بودم بریو تنهام بذاری

بری و تو شهر غربت خیلی راحت جام بذاری اگه غم و التماس منو نگامو ندیدی

چرا چی شد که از منو از عشقت خیلی راحت دست کشیدی

زیر بارون دوباره جای تو مونده خالی یادگار جدایی ازت مونده باقی

تو دلت جا ندارم دیگه ازت خستم