دلم گرفت از این قفس

تو حسرت یه هم نفس

من دیگه رو نمیزنم

این دیگه آخرین دفعه ست

من یکی دلم گرفته از خودم

از این خیال بی کسی

از این که جون دادم ولی

پیدا نشد فریادرسی

آخر خطم و دیگه

چشم من آب نمیخوره

این چاقو عمرا دسته ی

خودشُ باز نمی بُره

من دیگه آخر جاده ی دلم

جاده ی بی عبوریه

برنمی گردم که تهِ

این جاده اشک و کوریه

یه راهی وا کن جلو پام

دارم باز از پا در میام

دارم بازم کم میارم

من چشمای تر نمیخوام

هوامُ هیچکسی نداشت

دستامو ول نکن یه بار

دارم به آخر میرسم

اشکامو از پا در بیار

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد