وقتی تو رفتی

معین

ترجمه ها: اصلی

وقتیکه تو رفتی خورشید نمرده

دریا و بیابان خدا دست نخورده

وقتیکه تو رفتی قلبی نشکسته

اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده

وقتیکه تو رفتی انگارنه انگارکه از تو اثری بود

انگار نه انگار که بیدادگری بود

انگار نه انگار که عشقی به سری بود

انگار نه انگار که در دل شرری بود

وقتیکه تو رفتی انگار که عشقی به دل نطفه نبسته

انگار که مستیم و صبوحی نشکسته

انگار که عمری بر باد نرفته

انگار که در دل امیدی ننشسته

وقتیکه تو رفتی چشم منه خسته بی خواب نمانده

وقتیکه تو رفتی در سینه دل من بی تاب نمانده

برو برو که دگر اشنا نمی خواهم

به درد خو گرفتم و دوا نمی خواهم

تو قبله گاه منی من ز قبله بی زارم

تو گر خدایه منی من خدا نمی خواهم

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم بریدیم

دل نیست کبوتر که چو بر خاست نشیند

از گوشه یه بامی که پریدیم پریدیم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد