میپرستم

معین

ترجمه ها: اصلی

بازوانت را به مستی حلقه كن برگردنم

تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم

چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر

جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر

رازعشق خویش را آهسته خوان در گوش من

جستجو كن عشق را در گرمی آغوش من

من تورا تا آسمان ها

من تو را تابیكرانها

از زمین تا كهكشانها

دوست دارم میپرستم

من تو را همچون اهورا

من تورا همچون مسیحها

همچون عطر پاك گلها

دوست دارم میپرستم

من تو را تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

من تورا با هستی خود با وجودم

عاشقم با خون خود با تار پودم

من تورا همچون پرستو

یاسمنها نسترنها

من تورا با آنچه هستی

دوست دارم میپرستم