شراب

معین

ترجمه ها: اصلی

برو برو که خسته ام از شکستنم

من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم

کبوترم که پر زدم ز بام تو

بیزارم از نامت به لب آوردنم

آ... ه

یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو

امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو

یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو

امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو

ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم

بیا که جون نسپردم بیا که جون نسپردم

میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم

ندیدمت که ندیدم

ندیدمت که ندیدم