یه عمر که دل ای دل رمیدیو رووندی

کبوترای عشقو یکی یکی پروندی

هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی

هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی

عجب ساده ای ای دل

واسه سوختنو پر پر زدنو مرده ای دل

هر جا که غمی بود ای دل تو شکستی

یک عمر که ای دل تو غصه پرستی

تو هر شب هر روز دنبال حقیقت

من عاشق دنیا یار میو مستی ای دل

در مجمع خوبان بیهوده نشستی

با چشم خماری عهدی که نبستی

هرگز نرسوندی ما را تو به مقصود

چی فهمیدی اخر از عالم هستی ای دل

من مست تمنا تو همره درویش

من خیره سرو تو دنبال ره خویش ای دل

یه عمر که دل ای دل رمیدیو رووندی

منو به هر جا خواستی به دنبالت کشوندی

هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی

هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی

عجب ساده ای یا دل

واسه سوختنو پر پر زدنو مرده ای دل

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد