خونه سیاوش

معین

ترجمه ها: اصلی

وای اگه خون سیاوش ، دامنه شبو بگیره

اگه باز به زخم رستم ، سهراب قصه بمیره

(سهراب قصه بمیره)

وای اگه درفش کاوه ، بشه باز خنجر ضحاک

اگه باز از تخت جمشید ، خسرویی بیفته رو خاک

وای اگه کمون آرش بشکنه به دسته کینه

وای اگه دوباره شیرین مرگه فرهاد و ببینه

دیگه از غرور این خاک ، چی میمونه چی میمونه؟

واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه؟

کاشکی از بغض دماوند ، خون نشه قلب ستاره

کاش نیاد روزی که مهتاب ، توی کوچه پا نذاره

کاشکی از چشمای مجنون ، خواب لیلی رو نگیرن

کاش فرشته با یه عاشق ، توی آسمون نمیرن

(توی آسمون نمیرن)

وای اگه کمون آرش بشکنه به دسته کینه

وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد رو ببینه

دیگه از غرور این خاک ، چی میمونه چی میمونه؟

واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه؟

غم سردارای جنگل ، به دل خزر میمونه

دوباره خروش کارون، قلب شب رو میسوزونه

چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره

قلعه ها میریزن اما ،بغض بابک نمیمیره

دیگه از غرور این خاک ، چی میمونه چی میمونه؟

واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه؟

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد