به دیدارم بیا

معین

ترجمه ها: اصلی

به دیدارم بیا ماه دراومد

چراغ روشن راه در اومد

اگه شب شده مهتاب توی راهه

نشون ما دو تا فانوس راهه

بذار بخنده چشمات به نگاهم

کتاب عاشقی توی نگاهه

عزیز من چشم انتظارم نذار

بیا و زندگی رو با خود بیار

با تو نفس کشیدن رو دوست دارم

همیشه با تو بودن رو دوست دارم

بیا که فصل پر پرواز من

دوباره پر گشون رو دوست دارم

بسه دیگه مُردم از این بی کسی

این همه تنهایی و دلواپسی

دل واسه دیدار تو پر می زنه

کاشکی بدونی که ندارم کسی

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد