این چه عشقی ست

معین

ترجمه ها: اصلی

این چه عشقیست که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

میگریزی ز من و در طلبت

باز هم کوشش باطل دارم

باز لبهای عطش کرده من

عشق سوزان تو را میجوید

میطپد قلبمو با هر طپشی

قصه عشق تو را میگوید

بخت اگر از تو جدایم کرده

میگشایم گره از بخت چه باک

ترسم این عشق سرانجام مرا

بکشد تا به سراپرده خاک

این چه عشقیست که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد