از در اومد

معین

ترجمه ها: اصلی

تا از در اومد بوی گل اومد

بوی بهار و سوز دل اومد

وقتی نگام کرد آشفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم

نشست موهاشو شونه کرد

این دلو خوب دیوونه کرد

دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد

نشست موهاشو شونه کرد

این دلو خوب دیوونه کرد

دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد

تا از در اومد بوی گل اومد

بوی بهار و سوز دل اومد

وقتی نگام کرد آشفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم

نشست موهاشو شونه کرد

این دلو خوب دیوونه کرد

دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد

نشست موهاشو شونه کرد

این دل رو خوب دیوونه کرد

دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد

دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد

دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد

می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد

دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد

می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

تا از در اومد بوی گل اومد

بوی بهار و سوز دل اومد

وقتی نگام کرد آشفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم

حرف دلم رو کاش گفته بودم