وای که چقدر این دل عاشق بلاست

میون دل با من همیشه دعواست

به دل میگم غم و تو خونت راه نده

میگه جونم مهمون حبیب خداست

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

کاشکی دلم غصه ی پنهون نداشت

خونه ی دل حیاط و ایون نداشت

پر می کشید خنده روی لبانم

ابر چشام یه قطره بارون نداشت

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

دل خوابه و چشمای من بیداره

از ناله های من خبر نداره

می ترسم این خونه خرابه ها شه

دست گلی به آب بده دوباره

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

کاشکی دلم غصه ی پنهون نداشت

خونه ی دل حیاط و ایون نداشت

پر می کشید خنده روی لبانم

ابر چشام یه قطره بارون نداشت

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

چی میشه گفت به این دل دیونه

هر چی میگم باز می گیره بهونه

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد