هنوزم راه برگشتن به روزه روشنو دارم

اگه از این شب تاریک یه جوری دست بردارم

هنوزم رد پای من تو برفای زمستونه

شاید بازم امیدی هست که برگردم به اون خونه

کمک کن سایه ی وحشت جونیمو قرق کرده

دلم می لمسه عشق تو همش این گوشه بغ کرده

توی تاریکیه مطلق یه روزی راهو گم کردم

کمک کن با صدای تو به دنیای تو برگردم

یه راهی پیشه روم وا کن دوباره فکر آغازم

میخوام پیروز شم این بار به این دشمن نمی بازم

از این دوری از این زندون از این زنجیر بی زارم

چه کاری با خودم کردم چرا سر در نمیارم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد