روز برفی

مرتضی پاشایی

ترجمه ها: اصلی

چشام و می بندم می خوام هر چی غصه ست بمیره که تو خواب

یکی از تنم عطر تو پس بگیره نمیشه نمیشه

عزیزم نمی دونی عشقت چقدر سینه سوزه چه سخته

ﭼﺸﺎﺕ چشم به تاریکی شب بدوزه همیشه همیشه

شبا بیدار و روزا خیره به عکست این شده کارم

دیگه طاﻗﺖ ندارم دلم می خواد یه جایی اونور دنیا خودم و جا بذارم

آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم می گیره

فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره

یه آدم چقدر طاقت غصه داره

چه جوری میشه خنده روی ﻟﺒﻢ ﭘﺎ بذاره دوباره دوباره

به جایی رسیدم که با هیشکی حرفی ندارم

نباشی من هیچ حسی به روز برفی ندارم

نمی خوام بباره

شبا بیدار و روزا خیره به عکست این شده کارم

دیگه طاﻗﺖ ندارم دلم می خواد یه جایی اونور دنیا خودم و جا بذارم

آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم می گیره

فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره

دوست داریم تا ابد...