تو دوری و دستای من نمی رسه به گرد تو

صدای تکه پارم بردار و از اینجا برو

تو دست من یه عکس پر از نابودی و مرگ ستارست

بذار تنها بپوسم اینجا صدام نمیرسه به فردا

بگذر از این شکسته از این دوباره خسته

رد شو از این حقیر کم من دیگه حرف نمی زنم

نمی خوامت زیبا ترینم آغازی از برگ زمینم

دیونه ی کوچه نشینم آواره ام تنها همینم

هر نت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود

رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود

اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی

حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه

هر نت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود

رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود

اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی

حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه

تو دوری و دستای من نمیرسه به گرد تو

صدای تکه پارم و بردار و از اینجا برو

تو دست من یه عکس پر از نابودی مرگ ستارست

بذار تنها بپوسم اینجا صدام نمیرسه به فردا

بگذر از این شکسته از این دوباره خسته

رد شو از این حقیر کم من دیگه حرف نمی زنم

نمی خوامت زیبا ترینم آغازی از برگ زمینم

دیونه ی کوچه نشینم آواره ام تنها همینم

هر نت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود

رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود

اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی

حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه

هر نت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود

رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود

اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی

حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد