اطلسی

مرتضی پاشایی

ترجمه ها: اصلی

وقتی شکسته اطلسی

وقتی گرفته آسمون

وقتی که تنهایی شده تنها شریک خونمون

وقتی نگاه روشنت حالا غریبه با چشام

دیگه نه اسمت یادمه نه دیگه عشقت رو می خوام

می ترسه بی تو گم شدن

بی رده پا و بی نشون

باید گذشت از باورت

باید رها شد نیمه جون

میترسه تنهایی و غم

باید تو رویا ها نشتست

باید به روی عاشقی چشم های دلتنگی و بست!

محرم نبودی ابرکم هُرم نفس های من و

همراه دلتنگی شدن هم بغض عاشق بودن و

محرم نبودی تا بگم مرد تنها که رسید

هم رنگ چشمات و گرفت هم یاس رویاهامو چید!

وقتی شکسته اطلسی

وقتی گرفته آسمون

وقتی که تنهایی شده تنها شریک خونمون

وقتی نگاه روشنت حالا غریبه با چشام

دیگه نه اسمت یادمه نه دیگه عشقت رو می خوام

می ترسه بی تو گم شدن

بی رده پا و بی نشون

باید گذشت از باورت

باید رها شد نیمه جون

میترسه تنهایی و غم

باید تو رویا ها نشتست

باید به روی عاشقی چشم های دلتنگی و بست!

محرم نبودی ابرکم هُرم نفس های من و.

همراه دلتنگی شدن هم بغض عاشق بودن و

محرم نبودی تا بگم مرد تنها که رسید

هم رنگ چشمات و گرفت هم یاس رویاهامو چید!