خبری نشد از مسافر من

نرفته دمی ز خاطر من

نه نامه به من فرستاد

نه پاسخ نامه ها رو داد

نگران به رهش اسیر غمش

که سر برسد به من ستمش

که مگر برسد پیامی از او

که مگر شنوم کلامی از او

پیامی از او

کلامی از او

انتظارم به سر آمد آخر

هی که یارم ز در آمد آخر

دیدم آورده سوی من باز

نامه هایم همه ز آغاز

وآه و دردا که آشنایم

پس فرستاده نامه هایم

او که عشقش ثمری ندارد

دیگر از من اثری ندارد

گفتگو ها همه سر آمد

آرزوها چنین بر آمد

بسته عمرم به تار مویی

کی رسد دل به آرزویی

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد