بیا بار سفر بندیم

محمد نوری

ترجمه ها: اصلی

گر یک شب تو را در خواب بینُم ، به دریا نقشی از مهتاب بینُم

دوباره بینُمت خندون بیایی ، دوباره سینه رو بی تاب بینُم

بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت

بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت

اگر یک شب تو برگردی دوباره ، به گیسویت می افشونُم ستاره

نمی دونی مگه ای نازنینُم دلُم هر روز وشب در انتظاره

بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت

بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت

به تو گویُم بیا ای نازنینُم ، که با مژگون ز پایت خار چینُم

گلِ عمر منو باد خزون برد ، گل ناز منی ، داغت نبینم

آی ، گل عمر منو باد خزون برد ، گل ناز منی ، داغت نبینم

بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت

بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد