آرزو ها

محمد نوری

ترجمه ها: اصلی

به یاد مرحوم محمد نوری و شعر حسین منزوی:

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره

نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست

که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو

ببره از اینجا و،اونور ابـرا بـذاره

تو دلت بوسـه می خواد من میدونم اما لبت

سر ِ هر جمـــــــله دلش،میخواد یه امــــــا بـــــذاره

بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار

همه ی دنیا من و،همیشــــــه تنهــــــــا بذاره

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره

نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست

که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو

ببره از اینجا و،اونـور ابـرا بـذاره

من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم

اگه زندگی بـرام،چشم ت تماشاا بذاره

بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار

همه ی دنیا من و،همیشه تنهـا بذاره

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره

نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره