دلت که می لرزید

من با چشام دیدم

تو زل تابستون

چقدر زمستون

هوا گرفته نبود

دلم گرفت اون شب

به مادرم گفتم

هنوز بارونه

هنوز بارونه …

قطار رد شد و رفت

مسافرا موندن

مسافرا که برن

قطار می مونه

تو برف بارونی

قطار قلب منه

قلب شکسته ی من

تو برف مدفونه

دونه به دونه غمی

ریل به ریل شبم

غم توی خونه ی من

هر شبُ مهمونه

هر شبُ مهمونه …

بگو شب بخوابه

من بیدارم

من شبُ زده نگه می دارم

بگو شب بخوابه

من بیدارم

من شبُ زنده نگه می دارم

یه شب که سردم بود

به مادرم گفتم

هوا که سرد میشه

یاد تو می افتم

طفلی دلش لرزید

دلش دوباره شکست

تو زل تابستون

تو کوچه برف نشست

تو کوچه برف نشست …

مسافرا شعرن

تو برف بارونی

قطار قلب منه

چشم تو پنجره هاش

پنجره ها بسته ن

مسافرا خسته ن

ببار تا دم صبح

به فکر هیچی نباش

دونه به دونه غمی

غصه به غصه شبم

کاشکی یه روز صبح شه

کاش فقط ای کاش

بگو شب بخوابه

من بیدارم

من شبُ زنده نگه می دارم

بگو شب بخوابه

من بیدارم

من شبُ زنده نگه می دارم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد