طعنه به طعنه می گن و خسته نمیشن آدما

با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما

عروسی تو با کیه که من خبردار شدم

کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خوار شدم

روز عروسی تو و عزا گرفتن منه

تو شادی و ببین که غم چه جور دلم رو می شکنه

خیال نمی کرد دلم که بی خیال من بشی

اما تو بی خیالی و محال مال من بشی

منتظرم نموندی تو ازدواج کردی

آتیش زدی به هستیم عشق و حراج کردی

مرده خنده هات و به خاک غم سپردی

رفتی و این قمارو از من ساده بردی

روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم

روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم

حیف دلم که پیش تو موندو به هیچکی دل نبست

حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم

روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم

حیف دلم که پیش تو موندو به هیچکی دل نبست

حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد