بچه های اهواز

محسن چاوشی

ترجمه ها: اصلی

یاد بچه های مهربون اون زمین خاکی

یاد بازی ، یاد بردنا و باختنا میفتم

بعضی وقتا یاد جنگ و

یاد موندنا و رفتنا میفتم

دوست دارم برم جنوب کنار جاشوای دریا

که رو عرشه واسه ماهیا میخونن

بشینم نگاه کنم به شکل ابرا

که هنوز شکل تفنگ و ترکش و تیر و جنونن

پدرم همیشه میگه یادته بهت میگفتم

اگه بچه های اهواز که نه ابرن نه پرندن

توی بازی هم ببازن

توی عشقشون برندن