She wore blue velvet اون لباسی از مخمل آبی رنگ میپوشید

Bluer than velvet was the night شب آبی تر از مخمل بود

Softer than satin was the light نور از ساتن لباس اون نرم تر بود

From the stars از نور ستاره ها

She wore blue velvet اون لباسی از مخمل آبی رنگ میپوشید

Bluer than velvet were her eyes چشماش از مخمل هم آبی تر بودن

Warmer than May her tender sighs آه کشیدن های لطیف اون از ماه May هم گرم تر بود

Love was ours عشق مال ما بود

Ours a love I held tightly عشقی که محکم نگهش داشته بودم

Feeling the rapture grow حس از خود بی خود شدن داشت زیاد میشد

Like a flame burning brightly مثل یک شعله که روشن میسوزه

But when she left gone was glow of ولی وقتی اون رفت جلوه ی

Blue velvet مخمل آبی هم با اون رفت

But in my heart there'll always be ولی در قلب من همیشه

Precious and warm a memory گرانبها و یک خاطره صمیمی

Through the years سرتاسر این سال ها

And I still can see blue velvet through my tears و من هنوز از میان اشک هام میتونم مخمل آبی رو ببینم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد