Finally... بالاخره

I'm crossing the threshold من دارم از آستانه

From the ordinary world دنيای معمولی ميگذرم

To the reveal of my heart به سوي آشكار كردن قلبم

Undoubtedly... بي شك

That will for certain اين مطمئنه

Take the dead out of the sea مرده رو از دریا بیرون بکش

And the darkness from the arts و تاریکی رو از هنر بیرون بکش

This is my commitment این تعهد منه

My modern manifesto قطعنامه مدرن من

I'm doin' it for all of us من این کار هارو برای هممون میکنم

Who never got the chance برای کسی که هیچ وقت شانسشو پیدا نمیکنه

For... and for... (shut up, shut up) برای... و برای... (خفه شو، خفه شو)

And all my birds of paradise (shut up, shut up) تمام پرنده های بهشتی من… (خفه شو، خفه شو)

Who never got to fly at night (shut up, shut up) اونايی كه هيچوقت توی شب پروازی نداشتن… (خفه شو، خفه شو)

'Cause they were caught up in the dance چون موقع رقص گرفتنشون

Sometimes it feels like I've got a war in my mind بعضی اوقات مثل اینه که یه جنگ توی ذهنم دارم

I want to get off, but I keep riding the ride میخوام بیخیال شم ولی باز ادامه میدم

I never really noticed that I had to decide هیچ وقت متوجه نشدم که مجبور بودم انتخاب کنم

To play someone's game or live my own life تا تو بازی کسی بازی کنم یا زندگی خودم کنم

And now I do و حالا تصمیم میگیرم

I wanna move میخوام حرکت کنم

Out of the black (out of the black) به بیرون از سیاهی (به بیرون از سیاهی)

Into the blue (into the blue) به سوی آبی (به سوی آبی)

Finally... بالاخره

Gone is the burden رفتن يه باری

Of the Crowley way of bein' از راه کروئلی بیَن

That comes from energies combined اون از انرژی های جمع شده میاد

Like my part was I مثل انرژی من، من بود

Was not discernin' تشخیص نداد

And you, as we found out و تو همون طور که فهمیدیم

Were not in your right mind سر عقل نبودی

There's no more chasing rainbows دیگه هیچ شکار رنگین کمونی نیست

And hoping for an end to them و امیدواریم به پایان شکار آنها

Their arches are illusions آرک هاشون توهم هستن

Solid at first glance در نگاه اول محکمه

But then you try to touch them (touch, touch) اما وقتی سعی میکنی بهشون دست بزنی

There's nothing to hold on to (hold, hold) هیچ چیز برای گرفتن نیست

The colors used to lure you in (shut up, shut up) رنگ ها تورو فريب ميدادن… (خفه شو، خفه شو)

And put you in a trance (ah, ah, ah, yeah) و تو رو توی خلسه قرار ميدادن (آه، آه، آه، آره)

Sometimes it feels like I've got a war in my mind بعضی اوقات مثل اینه که یه جنگ توی ذهنم دارم

I want to get off, but I keep riding the ride میخوام بیخیال شم ولی باز ادامه میدم

I never really noticed that I had to decide هیچ وقت متوجه نشدم که مجبور بودم انتخاب کنم

To play someone's game or live my own life تا تو بازی کسی بازی کنم یا زندگی خودم کنم

And now I do و حالا تصمیم میگیرم

I wanna move میخوام حرکت کنم

Out of the black (out of the black) به بیرون از سیاهی (به بیرون از سیاهی)

Into the blue (into the blue) به سوی آبی (به سوی آبی)

Out of the black (out of the black) به بیرون از سیاهی (به بیرون از سیاهی)

Into the blue (into the blue) به سوی آبی (به سوی آبی)

Out of the black (out of the black) به بیرون از سیاهی (به بیرون از سیاهی)

Into the blue (into the blue) به سوی آبی (به سوی آبی)

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد