به یادِ رفتنت هر شب

به راهت خیره می مونم

چه حالی دستِ من دادی

من از لطف تو ممنونم

به بد حالی من افتادم

من از تنهایی ترسیدم

تقاص رفتنت رو من دارم تنهایی پس میدم

تو که پای قسم خوردن همیشه اسممو بردی

کسی که عاشقت بودو خودت از پا در آوردی

شریک لحظه های من شریک قلب کی میشه

برات فرقی نداشت انگار غرورم بی تو تلخ میشه

مهم نیست برنمی گردی

خاطرات تو نمی پوسه

جای تیغت رو قلب من

هنوز زخمامو می بوسه

مهم نیست بی تو آینده چ دردی رو به من میده

چه فرقی میکنی تقدیر چه خابی رو واسم دیده

تو که پای قسم خوردن همیشه اسممو بردی

کسی که عاشقت بودو خودت از پا در آوردی

شریک لحظه های من شریک قلب کی میشه

برات فرقی نداشت انگار غرورم بی تو تلخ میشه

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد