بغض نشسته تو گلوت برف نشسته رو سرت

تن دادی به چین و چروک واست بمیره پسرت

واست بمیرم که هنوز دلواپس حال منی

هنوز به جای جفتمون به این در اون در میزنی

هرچی که دارم از توئه هرچی ندارم از خودم

بابا منو ببخش اگه اونکه میخواستی نشدم

هنوزم مثل قدیما بابایی

وقتی اخمات تو همه هوا پسه

همه ی دنیا اگه شاکی باشن

تو ازم راضی باشی برام بسه

دستاتو میبوسم با اشک

دستاتو میبوسم ولی

بوسه به پات نمیرسه

خیلی بزرگی به علی

یتیمی درده ، یتیمی درد بدیه

دست بکش روی سرم

زنده بمون به جای من اسم بذار رو پسرم

یتیمی درد بدیه میدونی طاقت ندارم

هنوز به سیلی کسی به جز تو عادت ندارم

هنوزم مثل قدیما بابایی

وقتی اخمات تو همه هوا پسه

همه ی دنیا اگه شاکی باشن

تو ازم راضی باشی برام بسه

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد