چشمامو بستم رو خودم ، از مرز تقدیرم بری

با اینکه میدونی خودت ، اینبار می میرم بری

چشمامو بستم رو خودم ، مغلوب این تصمیم شم

یک عمر جنگیدم نری ، نه وقتشه تسلیم شم

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری

دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه

با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری

دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه

با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

چیزی نگو از مقصدت ، تا من نرم دنبال تو

اما بگو وقتی بدم ، از کی بپرسم حالتو

آوار این تنهاییو ، کم کم نگاه کن تو خودت

چشمامو می بندم بری ، چشماتو وا کن رو خودت

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری

دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه

با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری

دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه

با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری

دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه

با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

نظرات

نظر بگذارید

در پاسخ به

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد