<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>قافیه</title>
    <subtitle>مینویسم از آنچه باید بنویسم و لازم میدانم از كم و زیادها از دل</subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com"/>
    <id>tag:http://ghafiye.com</id>
    <updated>2010-09-06T10:29:46+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://ghafiye.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>سرم شلوغه</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/61"/>
        <published>2010-08-18T09:51:33+01:00</published>
        <updated>2010-08-18T09:51:33+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/61</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>خیلی سرم شلوغهکار، دانشگاه، کار، دانشگاه کار...هوا هم گرم و زبون روزه و پخش نشدن دعای ربنا و...خاک بر سر سیاستی که همه چیز رو تحت الشعاع قرار میده

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/61"><![CDATA[خیلی سرم شلوغه<br>کار، دانشگاه، کار، دانشگاه کار...<br>هوا هم گرم و زبون روزه و پخش نشدن دعای ربنا و...<br>خاک بر سر سیاستی که همه چیز رو تحت الشعاع قرار میده<br>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>موضوع انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/60"/>
        <published>2010-05-21T05:12:13+01:00</published>
        <updated>2010-05-21T05:12:13+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/60</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>موضوع
 انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض 
تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت 
میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم. اکنون قلم
 به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.  البته واضح و مبرهن 
است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من
 مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو
 بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.هرچند که نتیجه 
گیری باید در</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/60"><![CDATA[<span class="abstract" style="background-color: white; font-size: 10pt;">موضوع
 انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.<br><br>با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض 
تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت 
میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.<br><br> اکنون قلم
 به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.<br><br>  البته واضح و مبرهن 
است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من
 مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو
 بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.<br><br>هرچند که نتیجه 
گیری باید در آخر انشاء باشد.<br><br> بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما 
گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این 
همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... 
درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت
 نیست اگر فردا پسرش زن ببرد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد<br><br> 
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش 
نیست ..<br><br>نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به
 خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین<br><br>اضافه 
شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با
 هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان 
بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ
 گوساله  ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل 
دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله  برون،خواستگاری ، 
مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه 
عسل ،ماه..زهر ، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به 
زیری هستند.<br><br>آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.<br><br> شاعر 
در این باره میگوید:<br><br>سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست<br><br>سیه
 چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست<br><br>هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش
 نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند 
بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند ..<br><br>گاوها بخاطر 
چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را
 چسب بزند؟شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟<br><br>گاوها حیوانات 
مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟<br><br>گاوی
 دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟ آخر گاوها خودشان 
خواهر و مادر دارند.<br><br>ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو 
استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی 
جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده 
میشود.<br><br>ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.<br><br>تا
 حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش 
صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟آیا تا بحال دیده
 اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش 
بکشد؟و مثلا بگوید<br><br> از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی 
گاو است بین گاوها.<br><br>تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 
12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش
 هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب 
دیگری را بشکند.<br><br>البته  شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:<br><br>
 گمون کردی تو دستات یه اسیرم<br><br>دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم<br><br><br>
  دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او 
بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!<br><br> دیده اید گاو 
پدری دخترش را کتک بزند!؟<br><br>گاو ها در جامعه شان فقر ندارند ..گاوها 
اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.<br><br>آنها
 شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی 
غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.<br><br> هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی 
رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.<br><br>هیچ
 گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید
 ...هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری مجبور شود   خیابان در 
حالی که  گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش 
شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.<br><br>هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد 
 ..هیچ گاوی...<br><br><br> <br><br>اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن 
بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.<br><br>اما
 به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...<br><br> 
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از 
گاو..<br><br> ولی...هیچ گاوی نگفت: من گفت :ما... </span>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>اینترنت</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/59"/>
        <published>2010-04-30T05:21:43+01:00</published>
        <updated>2010-04-30T05:21:43+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/59</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>کاش اینترنت با سرعت بالا (7 مگابایت بر ثانیه) حکم میوه ممنوعه را داشت!

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/59"><![CDATA[کاش اینترنت با سرعت بالا (7 مگابایت بر ثانیه) حکم میوه ممنوعه را داشت!

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>غم</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/57"/>
        <published>2010-03-14T15:45:38+01:00</published>
        <updated>2010-03-14T15:45:38+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/57</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>غم، بیشتر از شادی استبیشتر با غم ، شاد می شومغم</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/57"><![CDATA[غم، بیشتر از شادی است<br>بیشتر با غم ، شاد می شوم<br>غم<br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>دروغ</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/56"/>
        <published>2010-03-03T15:58:13+01:00</published>
        <updated>2010-03-03T15:58:13+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/56</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>جهانی را عاری از دروغ را فرض کنیممی شود یعنی ؟!نمی شود

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/56"><![CDATA[جهانی را عاری از دروغ را فرض کنیم<br>می شود یعنی ؟!<br>نمی شود<br>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>غرب</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/54"/>
        <published>2010-02-14T08:33:36+01:00</published>
        <updated>2010-02-14T08:33:36+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/54</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>در کشورهای غربی  اگر قاتلی به کلیسا پناه ببرد ، پلیس حق ورود 
به کلیسا را ندارد.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/54"><![CDATA[در کشورهای غربی  اگر قاتلی به کلیسا پناه ببرد ، پلیس حق ورود 
به کلیسا را ندارد.]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>دروغ</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/53"/>
        <published>2010-02-08T14:37:30+01:00</published>
        <updated>2010-02-08T14:37:30+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/53</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>هر کی هستی هر چی هستی فقط دروغ نگو

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/53"><![CDATA[هر کی هستی هر چی هستی فقط دروغ نگو

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>ما جرای یک اس ام اس</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/51"/>
        <published>2010-01-19T13:51:48+01:00</published>
        <updated>2010-01-19T13:51:48+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/51</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>
نیم ساعت پیش برام یک اس ام اس اومد با مضموم زیر:&quot;به امام زمان قسم smsرابخون دختری ازخوزستانم كه پزشكان ازمعالجم ناامیدشدندشب درخواب حضرت زینب(س)رادیدم درگلوم آب ریخت شفاپیداكردم ازم خواست اینوبه٢٠نفربگم این sms به دست كارمندی افتاداعتقادنداشت كارشوازدست دادمرددیگری اعتقادپیداكرد 20میلیون بدست آورد.بدست كس دیگری رسیدعمل نكردپسرشوازدست داداگربه بی بی زینب اعتقادداری اینsms‎رابه20 نفربفرست 20روزدیگه منتظرمعجزه باش اگرنرسیدبااین تماس بگیر09163803915 &quot;زنگ زدم به شماره فردی که برام فرستاده بود چند ت</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/51"><![CDATA[
نیم ساعت پیش برام یک اس ام اس اومد با مضموم زیر:<br><div style="text-align: justify;">"به امام زمان قسم smsرابخون دختری ازخوزستانم كه پزشكان ازمعالجم ناامیدشدندشب درخواب حضرت زینب(س)رادیدم درگلوم آب ریخت شفاپیداكردم ازم خواست اینوبه٢٠نفربگم این sms به دست كارمندی افتاداعتقادنداشت كارشوازدست دادمرددیگری اعتقادپیداكرد 20میلیون بدست آورد.بدست كس دیگری رسیدعمل نكردپسرشوازدست داداگربه بی بی زینب اعتقادداری اینsms‎رابه20 نفربفرست 20روزدیگه منتظرمعجزه باش اگرنرسیدبااین تماس بگیر09163803915 "<br></div><br><div style="text-align: justify;">زنگ زدم به شماره فردی که برام فرستاده بود چند تا سوال کردم<br>1- گیرم که این داستان واقعی، ولی مگه طرف شفا گرفته نگفته که حضرت زینب بهم گفت که به بیست نفر بگو، پس چه دلیل داره که از بقیه بخواهد که به بیست نفر بگویند؟<br>2- فکر نمی کنی اگر همه خواستند به بیست نفر این خبر را برسانند زمانی میرسه که چند میلیون نفر آدم کسی رو ندارند بهش بگویند و اگر هم بگویند این داستان تا قیامت ادامه داره؟<br><br>طرف خندید و گفت " چه میدونم! برای من اومد و منم بخاطر اعتقادم فرستادم.<br></div><br><hr style="width: 100%; height: 2px;">چه بسیارند ابلهان.<br>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>همینجوری</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/49"/>
        <published>2010-01-13T16:51:33+01:00</published>
        <updated>2010-01-13T16:51:33+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/49</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/49"><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img style="width: 460px; height: 366px;" src="http://picup.ir/image-3C8D_4B4E7105.jpg" alt="" vspace="0" align="baseline" border="0" hspace="0">

</div>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>سوره = آل عمران    آیه = 169       صفحه = 72       جزء = 4       حزب= 7</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/48"/>
        <published>2009-12-29T12:58:40+01:00</published>
        <updated>2009-12-29T12:58:40+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/48</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>

وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ 
قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ 
یُرْزَقُونَو&amp;nbsp;هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده&amp;nbsp;اند&amp;nbsp;، بلكه زنده&amp;nbsp;اند و&amp;nbsp;نزد پروردگارشان روزى داده می &amp;nbsp;شوند&amp;nbsp;.&amp;nbsp;آل عمران&amp;nbsp; 169 



</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/48"><![CDATA[

<div style="text-align: justify;"><font size="2"><em style="color: rgb(0, 0, 0); font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>وَلا تَحْسَبَنَّ <em>الَّذِینَ 
قُتِلُوا</em> فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ 
یُرْزَقُونَ</strong></em></font><br><font style="color: rgb(0, 0, 0);" color="#008000" face="tahoma" size="2">و&nbsp;هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده&nbsp;اند&nbsp;، بلكه زنده&nbsp;اند و&nbsp;نزد پروردگارشان روزى داده می &nbsp;شوند&nbsp;.</font><br><div style="text-align: left;"><font style="color: rgb(0, 0, 0);" color="#000080" face="tahoma" size="2">&nbsp;آل عمران&nbsp; 169 </font><br style="color: rgb(0, 0, 0);">

</div></div>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>بانک مرکزی</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/47"/>
        <published>2009-12-18T11:33:54+01:00</published>
        <updated>2009-12-18T11:33:54+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/47</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>چند روز قبل مصوبه و دستورالعملی از جانب بانک مرکزی در جهت وصول مطالبات معوق 
تدوین شد که پس از ابلاغ به بانک‌ها و موسسات مالی اعتباری لازم الاجرا است. در یکی 
از بندهای این مصوبه تصریح شده است که چنانچه شخص بدهکار، ضامن و یا بستگان درجه 
اول او در هر یک از بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری ایرانی داخل و خارج از کشور 
دارای پس انداز و سپرده ارزی یا ریالی باشند بانک‌ها و مؤسسات مالی طلبکار اجازه 
دارند تا بدون اطلاع آنها از حسابشان پول برداشت کرده و به حساب مطالبات خود 
بگذارد. كه این موضوع نی</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/47"><![CDATA[چند روز قبل مصوبه و دستورالعملی از جانب بانک مرکزی در جهت وصول مطالبات معوق 
تدوین شد که پس از ابلاغ به بانک‌ها و موسسات مالی اعتباری لازم الاجرا است. در یکی 
از بندهای این مصوبه تصریح شده است که چنانچه شخص بدهکار، ضامن و یا بستگان درجه 
اول او در هر یک از بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری ایرانی داخل و خارج از کشور 
دارای پس انداز و سپرده ارزی یا ریالی باشند بانک‌ها و مؤسسات مالی طلبکار اجازه 
دارند تا بدون اطلاع آنها از حسابشان پول برداشت کرده و به حساب مطالبات خود 
بگذارد. كه این موضوع نیز جای سوال و تعجب دارد. <br>&nbsp;بحث اصلی 
اینجاست که اولاً تقصیر بستگان درجه اول بدهکار چیست که باید از حساب آن‌ها پولی 
برداشت شود. بقول معروف هرکس را باید در قبر خود بگذارند اما ظاهراً مقامات محترم 
بانک مرکزی مصوبه‌ای را صادر كرده‌اند که از این تاریخ به بعد هر کس را در قبر 
دیگری هم می‌توان دفن کرد. لکن اگر چنین دستورالعملی اجرایی شود بطور قطع ناامنی 
وسیعی در ارتباط با سپرده‌های مردم بوجود خواهد آمد و در نتیجه هیچکس حاضر به 
سپرده‌گذاری در بانک‌ها و مؤسسات مالی نخواهد شد و بانک‌ها را امانتدار خوبی جهت 
نگهداری پول‌های خود نخواهد دانست. همین امر جدای از اینکه مشکلات و معضلات اجتماعی 
خاصی را بدنبال خواهد داشت ضمن اینكه در کوتاه‌ترین زمان میزان سپرده بانک‌ها را در 
سطح قابل توجهی کاهش خواهد داد لذا ابلاغ این مصوبه و اجرای آن توسط بانک‌ها و 
مؤسسات مالی، تیر خلاصی را بر پیکره فعالان اقتصادی و بانکها خواهد زد.<br><br>: آشفته بازاری است<br><a href="http://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=96308" target="_blank" title="به نقل از ایلنا"><div style="text-align: center;">ایلنا<span style="text-decoration: underline;"></span></div></a><a href="http://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=96308" target="_blank" title="به نقل از ایلنا"><div style="text-align: center;"><br>
</div></a>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>آیینه چو نقش تو بنمود راست......خود شکن٬ آیینه شکستن خطاست</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/46"/>
        <published>2009-12-15T11:50:25+01:00</published>
        <updated>2009-12-15T11:50:25+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/46</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>
آیینه چو نقش تو بنمود راست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود شکن، آیینه شکستن خطاست 
</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/46"><![CDATA[
<div style="text-align: center; font-weight: bold;"><font face="B Nazanin" size="3">آیینه چو نقش تو بنمود راست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خود شکن، آیینه شکستن خطاست</font></div> 
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>اخراجی ها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/43"/>
        <published>2009-11-20T10:49:07+01:00</published>
        <updated>2009-11-20T10:49:07+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/43</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>
سوالی با تاخیر:&amp;nbsp;اگر بجای مسعود ده نمکی یه کارگردان دیگه می خواست اخراجی ها را بسازه، بهش مجوز می دادند؟نمی دادند.
</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/43"><![CDATA[
سوالی با تاخیر:&nbsp;<br>اگر بجای مسعود ده نمکی یه کارگردان دیگه می خواست اخراجی ها را بسازه، بهش مجوز می دادند؟<br>نمی دادند.<br>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>نهج البلاغه</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/41"/>
        <published>2009-11-12T15:36:58+01:00</published>
        <updated>2009-11-12T15:36:58+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/41</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>


«ایاک والدماء و سفکها بغیر حلها، فانه
لیس شی ء ادعی لنقمة و لا اعظم لتبعة و لا احری بزوال نعمة و انقطاع مدة
من سفک الدماء بغیر حقها. والله سبحانه مبتدی بالحکم بین العباد فیما
تسافکوا من الدماء یوم القیامة. فلا تقوین سلطانک بسفک دم حرام فان ذلک
مما یضعفه و یوهنه بل یزیله و ینقله.»... و بپرهیز از خونها و ریختن آن به ناروا، که چیزی چون ریختن خون به
ناحق، آدمی را به کیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نَبَرد، و
رشتۀ عمر را نبُرَد، و خداوند سبحان روز رستاخیز، نخستین داوری که میان</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/41"><![CDATA[<div style="text-align: justify;">


«ایاک والدماء و سفکها بغیر حلها، فانه
لیس شی ء ادعی لنقمة و لا اعظم لتبعة و لا احری بزوال نعمة و انقطاع مدة
من سفک الدماء بغیر حقها. والله سبحانه مبتدی بالحکم بین العباد فیما
تسافکوا من الدماء یوم القیامة. فلا تقوین سلطانک بسفک دم حرام فان ذلک
مما یضعفه و یوهنه بل یزیله و ینقله.»<br>... و بپرهیز از خونها و ریختن آن به ناروا، که چیزی چون ریختن خون به
ناحق، آدمی را به کیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نَبَرد، و
رشتۀ عمر را نبُرَد، و خداوند سبحان روز رستاخیز، نخستین داوری که میان
بندگان کند در خونهایی باشد که از یکدیگر ریخته اند. پس حکومت خود را با
ریختن خونی به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن، قدرت را به ناتوانی
و سستی کشاند، بلکه دولت را از صاحب آن به دیگری برگرداند.<br></div><div style="text-align: center;"><br>از عهد نامۀ مالک اشتر،نهج البلاغه، نامه 53، ص339

</div>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>آژیر</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ghafiye.com/post/36"/>
        <published>2009-10-20T16:59:59+01:00</published>
        <updated>2009-10-20T16:59:59+01:00</updated>
        <id>tag:http://ghafiye.com/post/36</id>
        <author>
            <name> </name>
        </author>
        <summary>این برنامه آژیر اعصابمان را به هم ریخت.

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://ghafiye.com/post/36"><![CDATA[این برنامه آژیر اعصابمان را به هم ریخت.

]]></content>
    </entry>
</feed>
